ترجمه "ferner" به فارسی

بهعلاوه, علاوه بر اين, همچنین بهترین ترجمه های "ferner" به فارسی هستند.

ferner adverb

weiters (österr.)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهعلاوه

  • علاوه بر اين

  • همچنین

    adverb

    Er legt ferner Wert auf ihre Ansichten und hört ihr zu.

    او همچنین برای نظریات زنش ارزش قائل شده و به او گوش میدهد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ferner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ferner noun masculine دستور زبان

Kees (österr.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • یخچال طبیعی

    Sich langsam bewegende Eismassen, die sich auf Bergen oder in Polarregionen angesammelt haben.

  • یخسار

عباراتی شبیه به "ferner" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ferner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه