ترجمه "Finnisch" به فارسی

فنلاند, فنلاندی, فنلان بهترین ترجمه های "Finnisch" به فارسی هستند.

Finnisch noun neuter دستور زبان

Eine finno-ugrische Sprache, die hauptsächlich in Finnland gesprochen wird.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فنلاند

    proper

    „Wir können diese Bilder praktisch überall zeigen“, hieß es im finnischen Wacht-Turm.

    در گزارشی در مجلّهٔ برج دیدهبانی فنلاند چنین آمده است: «ما میتوانیم این تصویرها را تقریباً در هر جا که میرویم نشان دهیم.»

  • فنلاندی

    proper

    Und, für etwaige Finnen im Publikum, das ist ein Finnischer Witz,

    و، برای تماشاگرهای فنلاندی، این یک ایهام و یا جناس فنلاندیست:

  • فنلان

    Eine finno-ugrische Sprache, die hauptsächlich in Finnland gesprochen wird.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Finnisch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

finnisch adjective دستور زبان

Finnland, die Finnen oder die finnische Sprache betreffend bzw. dazu gehörend.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فنلاندی

    proper

    Und, für etwaige Finnen im Publikum, das ist ein Finnischer Witz,

    و، برای تماشاگرهای فنلاندی، این یک ایهام و یا جناس فنلاندیست:

عباراتی شبیه به "Finnisch" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Finnisch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه