ترجمه "Fischen" به فارسی
ماهیگیری, ماهیگیری بهترین ترجمه های "Fischen" به فارسی هستند.
Fischen
noun
Noun
neuter
دستور زبان
-
ماهیگیری
nounEr hat es auf ganz bestimmte Fische abgesehen.
او برای صید ماهی دلخواهش طعمهای مناسب به قلاب ماهیگیری میزند و قلاب را به آب میاندازد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fischen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fischen
verb
دستور زبان
Fische fangen oder versuchen zu fangen.
-
ماهیگیری
nounAber warum erwarten die Leute von mir, den Verkehr zu regeln, wenn ich viel lieber fischen gehen würde?
پس چرا از من میخواهند که عبور و مرور را کنترل کنم، وقتی که ترجیح میدهم ماهیگیری کنم؟
عباراتی شبیه به "Fischen" با ترجمه به فارسی
-
مسمومکردن ماهی (روش ماهیگیری)
-
ماهيان بالارونده · ماهيان فرورونده · ماهیان ترارونده
-
رابدوویروسهای ماهی
-
پرندهماهی
-
ماهيان مضر · ماهیان آسیبرسان · ماهیان زيانآور
-
ماهی (غذا)
-
صید اسفنج
-
ماهی شور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن