ترجمه "fische" به فارسی
ماهی, برج حوت, ماهی بهترین ترجمه های "fische" به فارسی هستند.
fische
verb
-
ماهی
nounIch ging oft mit ihm fischen.
من اغلب با او به ماهی گیری می رفتم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fische " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fische
proper
Proper noun
noun
دستور زبان
Fische (im Meer) [..]
-
برج حوت
properFische sind das Sternzeichen, das am schnellsten vergibt.
برج حوت ماه تولد آدمايه که زياد بخشش ميکنن
-
ماهی
nounماهی
Tom schwimmt wie ein Fisch.
تام می توان مانند یک ماهی شنا کند.
تصاویر با "fische"
عباراتی شبیه به "fische" با ترجمه به فارسی
-
مسمومکردن ماهی (روش ماهیگیری)
-
ماهيان بالارونده · ماهيان فرورونده · ماهیان ترارونده
-
رابدوویروسهای ماهی
-
پرندهماهی
-
ماهيان مضر · ماهیان آسیبرسان · ماهیان زيانآور
-
ماهی (غذا)
-
صید اسفنج
-
ماهی شور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن