ترجمه "Fleisch" به فارسی
گوشت, گوشت تازه, گوشت یخی بهترین ترجمه های "Fleisch" به فارسی هستند.
Fleisch
noun
neuter
دستور زبان
Das eßbare Innere von Früchten oder Obst, im Gegensatz zu Tieren, Fischen oder Nüssen. [..]
-
گوشت
nounNahrungsmittel, bestehend aus tierischer Skelettmuskulatur und Fett [..]
Dieses Fleisch kann nicht lange aufbewahrt werden.
آیا آن گوشت برای مدت زیادی نمی تواند نگه داری شود.
-
گوشت تازه
Etwas frisches Fleisch wäre zur Abwechslung mal ganz nett.
خيلي خوبه براي تغيير گوشت تازه داشته باشيم
-
گوشت یخی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fleisch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fleisch
-
گوشت
nounDieses Fleisch kann nicht lange aufbewahrt werden.
آیا آن گوشت برای مدت زیادی نمی تواند نگه داری شود.
تصاویر با "Fleisch"
عباراتی شبیه به "Fleisch" با ترجمه به فارسی
-
گوشت ژلهشده
-
گوشت پی.اس.ای
-
جایگزینهای گوشت · مواد شبهگوشت · گوشت ساختگي
-
گوشت بیاستخوان
-
گوشت استخواندار
-
گوشت استخواندار · گوشت بیاستخوان · گوشت لخم
-
گوشت ژلهشده
-
گوشت دی.اف.دی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن