ترجمه "Fledermaus" به فارسی

خفاش, خفاشان, خفاشها بهترین ترجمه های "Fledermaus" به فارسی هستند.

Fledermaus noun feminine دستور زبان

wiss. N.: Chiropetra

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خفاش

    noun

    Die Fledermaus hatte ihre Chance, war aber nicht stark genug.

    ، به خفاش یه شانس دادم تا انجامش بده. ولی اون به اندازه کافی قدرتمند نبود

  • خفاشان

  • خفاشها

  • ترجمه های کمتر

    • خفاشهاي خونآشام
    • خفاشهاي ميوهخوار
    • دسمودوس
    • شبپره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fledermaus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fledermaus
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خفاشها

تصاویر با "Fledermaus"

اضافه کردن

ترجمه های "Fledermaus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه