ترجمه "fleisch" به فارسی

گوشت, گوشت, گوشت تازه بهترین ترجمه های "fleisch" به فارسی هستند.

fleisch
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشت

    noun

    Dieses Fleisch kann nicht lange aufbewahrt werden.

    آیا آن گوشت برای مدت زیادی نمی تواند نگه داری شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fleisch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fleisch noun neuter دستور زبان

Das eßbare Innere von Früchten oder Obst, im Gegensatz zu Tieren, Fischen oder Nüssen. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشت

    noun

    Nahrungsmittel, bestehend aus tierischer Skelettmuskulatur und Fett [..]

    Dieses Fleisch kann nicht lange aufbewahrt werden.

    آیا آن گوشت برای مدت زیادی نمی تواند نگه داری شود.

  • گوشت تازه

    Etwas frisches Fleisch wäre zur Abwechslung mal ganz nett.

    خيلي خوبه براي تغيير گوشت تازه داشته باشيم

  • گوشت یخی

تصاویر با "fleisch"

عباراتی شبیه به "fleisch" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fleisch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه