ترجمه "Form" به فارسی

شکل, صورت, قالب بهترین ترجمه های "Form" به فارسی هستند.

Form noun feminine دستور زبان

Eine Gruppe von Organismen innerhalb einer Spezies, die in trivialer Weise von ähnlichen Gruppen abweicht. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکل

    noun

    äußere Gestalt eines Objekts bzw. seiner Konturen

    Erziehung hilft dabei, den Charakter zu formen.

    تحصیلات به شکل گیری شخصیت کمک می کند.

  • صورت

    noun

    Diese werden teilweise in Form von Gesetzen dargelegt.

    این معیارها گاهی به صورت قانون بیان شدهاند.

  • قالب

    noun

    Talent ist Form, Genie Stoff.

    استعداد قالب است، هوش ماده است.

  • ترجمه های کمتر

    • دیسه
    • فرم
    • کاتا
    • کالب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Form " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

form verb
+ اضافه کردن

"form" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای form در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Form"

عباراتی شبیه به "Form" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Form" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه