ترجمه "formen" به فارسی
شکل دادن, قالبگیری, قالبگیری بهترین ترجمه های "formen" به فارسی هستند.
formen
verb
دستور زبان
rüberkommen (umgangssprachlich) [..]
-
شکل دادن
verbIdealerweise beginnt man also damit, das Herz zu formen, wenn das Kind noch klein ist.
طفولیت مناسبترین زمان برای شروع تربیت و شکل دادن دل کودک است.
-
قالبگیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " formen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Formen
noun
دستور زبان
-
قالبگیری
عباراتی شبیه به "formen" با ترجمه به فارسی
-
اشكال نونهال در گياهان
-
شکل جهان
-
اشكال نتاج · دودمان · دودمان بهنژادي · زاده · زاده جانوري · زاده گياهي · فرزند انسان · نتاج
-
اشكال نونهال در گياهان · نونهالی گیاهان
-
صورت نرمال عطفی و فصلی
-
اشكال نتاج
-
دیسه · شکل · صورت · فرم · قالب · کاتا · کالب
-
فرم درجه دوم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن