ترجمه "Fremder" به فارسی
غریبه, خارجی, اجنبی بهترین ترجمه های "Fremder" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Ich bin hier ein Fremder. ↔ من اینجا غریبه ام.
Fremder
noun
masculine
دستور زبان
Wesen (wie) von einem anderen Stern [..]
-
غریبه
nounIch bin hier ein Fremder.
من اینجا غریبه ام.
-
خارجی
nounViele sind unerwartet zu Flüchtlingen geworden, zu Fremden in einem fremden Land.
خیلیها به طور غیر منتظرهای در کشوری خارجی پناهنده و غریب میشوند.
-
اجنبی
noun5:3 — Warum wird eine Prostituierte als ‘Fremde’ bezeichnet?
۵:۳ — چرا فاحشه را «زن اجنبی» مینامد؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fremder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fremder
adjective
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"fremder" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای fremder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Fremder" با ترجمه به فارسی
-
بیگانه
-
با پر دیگران پریدن
-
خارجی
-
بیگانه · خارجی · ناشناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "Fremder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Wie sollte Gottes Volk in alter Zeit gemäß 2. Mose 23:9 Fremde behandeln, und warum?
مطابق خروج ۲۳:۹ از اسرائیلیان که قوم منتخب خدا بودند، خواسته شده بود چه رفتاری با غریبان داشته باشند، و چرا؟
Fremde Heimat & tausend Grenzen.
رسالهای منظوم در احکام و فرایض که هزار بیت است.
Als zum ersten Mal die Stimme eines Fremden zu hören war
وقتی که صدای غریبه برای اوّلین بار شنیده شد
In Euren Adern fließt fremdes Blut, oder, Baelish?
تو قوم و خويش خارجي داري درسته " بيليش " ؟
Die Stimme von Fremden kann durch Personen zu hören sein, mit denen wir Umgang haben.
صدای غریبان میتواند از طریق معاشران شنیده شود.