ترجمه "Fremder" به فارسی
غریبه, خارجی, اجنبی بهترین ترجمه های "Fremder" به فارسی هستند.
Fremder
noun
masculine
دستور زبان
Wesen (wie) von einem anderen Stern [..]
-
غریبه
nounIch bin hier ein Fremder.
من اینجا غریبه ام.
-
خارجی
nounViele sind unerwartet zu Flüchtlingen geworden, zu Fremden in einem fremden Land.
خیلیها به طور غیر منتظرهای در کشوری خارجی پناهنده و غریب میشوند.
-
اجنبی
noun5:3 — Warum wird eine Prostituierte als ‘Fremde’ bezeichnet?
۵:۳ — چرا فاحشه را «زن اجنبی» مینامد؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fremder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fremder
adjective
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"fremder" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای fremder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Fremder" با ترجمه به فارسی
-
بیگانه
-
با پر دیگران پریدن
-
خارجی
-
بیگانه · خارجی · ناشناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن