ترجمه "fremd" به فارسی

خارجی, بیگانه, ناشناس بهترین ترجمه های "fremd" به فارسی هستند.

fremd adjective دستور زبان

welsch (veraltet) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خارجی

    noun

    Aus einem anderen Land.

    Sie werden fremde Funksignale ignorieren und nur sehr wenige selbst schicken.

    اونها سیگنالهای رادیوییِ خارجی رو نادیده میگیرن و خودشون هم سیگنالهای بسیار کمی رو ارسال میکنن.

  • بیگانه

    adjective

    Wer Fremdes begehrt, verliert das Eigene.

    کسی که به مال بیگانه طمع دارد، مال خود را از دست می دهد.

  • ناشناس

    Ein Fremder ist ein Freund, dem man bisher nicht begegnet ist.

    یک ناشناس یک دوست است که تا کنون ملاقات نشده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fremd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fremd" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fremd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه