ترجمه "Friede" به فارسی
آشتی, صلح, solh بهترین ترجمه های "Friede" به فارسی هستند.
Friede
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Ein Zustand ohne Krieg, insbesondere Krieg zwischen verschiedenen Ländern.
-
آشتی
nounRukia erkannte, daß sie den Frieden mit ihrem Bruder suchen mußte.
روکیا متوجه شد که باید با برادر خود آشتی کند.
-
صلح
nounSie schaffen eine Wüste und nennen das Frieden.
شما یک کویر میسازید و آن را صلح مینامید.
-
solh
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Friede " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Friede" با ترجمه به فارسی
-
موقوفه کارنگی برای صلح بینالمللی
-
عهدنامه ترکمنچای
-
آرامش · آشتی · صلح
-
عهدنامه گلستان
-
آرامش · آشتی · صلح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن