ترجمه "Frieden" به فارسی

آشتی, آرامش, صلح بهترین ترجمه های "Frieden" به فارسی هستند.

Frieden noun masculine دستور زبان

Ein Zustand von Stille und Harmonie, z.B. ein Staat ohne Störungen des öffentlichen Lebens. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشتی

    noun

    Rukia erkannte, daß sie den Frieden mit ihrem Bruder suchen mußte.

    روکیا متوجه شد که باید با برادر خود آشتی کند.

  • آرامش

    noun

    Du brauchst nur verzichten, dann findest du deinen Frieden.

    تو فقط احتیاج داری چشمپوشی کنی، در این صورت آرامش را پیدا میکنی.

  • صلح

    noun

    Abwesenheit von Gewalt, Angst und anderen Störungen

    Sie schaffen eine Wüste und nennen das Frieden.

    شما یک کویر میسازید و آن را صلح مینامید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Frieden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

frieden
+ اضافه کردن

"frieden" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای frieden در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Frieden"

عباراتی شبیه به "Frieden" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Frieden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه