ترجمه "Frischfleisch" به فارسی
گوشت, گوشت تازه, گوشت یخی بهترین ترجمه های "Frischfleisch" به فارسی هستند.
Frischfleisch
noun
neuter
-
گوشت
nounAls ich zuerst ins Gefängnis kam, war ich Frischfleisch.
منظورم اينه که وقتي براي اولين بار به زندان رفتم مثل يه گوشت لخم بودم
-
گوشت تازه
Smith, du hast Frischfleisch bekommen.
. اسمیت ، گوشت تازه داری
-
گوشت یخی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Frischfleisch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
frischfleisch
-
گوشت تازه
Smith, du hast Frischfleisch bekommen.
. اسمیت ، گوشت تازه داری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن