ترجمه "Gürtel" به فارسی

کمربند, باروى شهر بهترین ترجمه های "Gürtel" به فارسی هستند.

Gürtel noun masculine دستور زبان

Gurt (schweiz.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمربند

    noun

    ein um die Körpermitte getragenes Band oder Geflecht [..]

    Du warst nicht hungrig, seit du den Gürtel gewonnen hast.

    تو گرسنه نبودي از وقتي که اون کمربند رو بردي

  • باروى شهر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gürtel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Gürtel"

اضافه کردن

ترجمه های "Gürtel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه