ترجمه "Gurt" به فارسی

تسمه, تير, كمربند ايمني بهترین ترجمه های "Gurt" به فارسی هستند.

Gurt noun masculine دستور زبان

Gurt (schweiz.)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسمه

    noun
  • تير

  • كمربند ايمني

  • کمربند

    noun

    Ich sagte: „Chloe, ich bin angeschnallt, weil der Gurt mich beschützt.

    گفتم، 'کلوئی، من این کمربند را می بندم زیرا از من محافظت خواهد کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gurt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Gurt"

اضافه کردن

ترجمه های "Gurt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه