ترجمه "Gel" به فارسی

ژل, حالت كولویید, ژلها بهترین ترجمه های "Gel" به فارسی هستند.

Gel noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژل

    Dispersion

    Wir tun das mit einem Gel, und damit man das Material anfassen.

    و ما این عمل را روی یک ماده ژل مانند انجام میدهیم، تا بتونیم آن را بالا ببریم.

  • حالت كولویید

  • ژلها

  • کلوییدها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

gel adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژل

    Wir tun das mit einem Gel, und damit man das Material anfassen.

    و ما این عمل را روی یک ماده ژل مانند انجام میدهیم، تا بتونیم آن را بالا ببریم.

  • ژلها

اضافه کردن

ترجمه های "Gel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه