ترجمه "Gps" به فارسی
جي.پي.اس, نظامهای مکانیابی جهانی بهترین ترجمه های "Gps" به فارسی هستند.
Gps
-
جي.پي.اس
Ich bin froh, dass ich herausbekommen habe, wie ein GPS funktioniert.
من خوشحالم که فهميدم چطوري بايد با دستگاه جي.پي.اس کار کرد
-
نظامهای مکانیابی جهانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Gps " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
GPS
noun
neuter
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"GPS" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای GPS در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Gps" با ترجمه به فارسی
-
جمر
-
جي.پي.اس (نظامهاي مكانيابي جهاني)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن