ترجمه "Graben" به فارسی

ترانشه, جوب, فروزمین بهترین ترجمه های "Graben" به فارسی هستند.

Graben noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترانشه

  • جوب

    Er wurde in einem Graben geboren, am Rande eines Feldes.

    او توي جوب به دنيا اومده, لبه يک مزرعه.

  • فروزمین

    geologische Vertiefung

  • گودال

    noun

    Diese Wörter sind in einigen Bibeln mit „Grab“, „Abgrund“ oder „Hölle“ wiedergegeben worden.

    این واژهها در برخی از ترجمههای کتاب مقدس بصورت «قبر»، «گودال» و یا «دوزخ» ترجمه شدهاند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Graben " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

graben verb دستور زبان

ein Loch [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کندن

    Verb verb

    Und der Mann weiß, dass er nicht nach Wurzeln graben muss.

    و مرد می داند که نیازی به کندن زمین ندارد برای یافتن ریشه.

  • حفر کردن

    verb

    Nachdem sie einige Zeit gegraben haben, kommen die Arbeiter zusammen, um zu entspannen.

    بعد از مدتي حفر کردن ، کارگر ها پيش هم جمع ميشوند تا استراحت کنند.

  • حفر كردن

    Erde, Steine usw. aus dem Weg räumen, für gewöhnlich um ein Loch zu erzeugen.

تصاویر با "Graben"

عباراتی شبیه به "Graben" با ترجمه به فارسی

  • گور
  • یک پاش لب گور است
  • درازگودال پورتوریکو
  • gur · آرامگاه · ارامگاه · قبر · گور
  • gur · آرامگاه · ارامگاه · قبر · گور
  • gur · آرامگاه · ارامگاه · قبر · گور
اضافه کردن

ترجمه های "Graben" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه