ترجمه "Grimm" به فارسی
خشم, غضب بهترین ترجمه های "Grimm" به فارسی هستند.
Grimm
noun
proper
masculine
دستور زبان
-
خشم
nounSo verschaffte mein Arm mir Rettung, und mein Grimm war das, was mich stützte.
لهٰذا بازوی من مرا نجات داد و حدّت خشم من مرا دستگیری نمود.
-
غضب
nounDie Folge war, dass „der Grimm Jehovas gegen sein Volk stieg, bis es keine Heilung gab“ (2.
در نتیجه، «غضب خداوند بر قوم او افروخته شد، به حدی که علاجی نبود.»
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Grimm " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
grimm
grimm (altertümelnd oder ironisierend) (gehoben)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"grimm" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای grimm در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن