ترجمه "Haufen" به فارسی
كلاستر, توده, کوت بهترین ترجمه های "Haufen" به فارسی هستند.
Haufen
noun
masculine
دستور زبان
Wurst (umgangssprachlich) [..]
-
كلاستر
noun -
توده
nounEs liegt einfach auf einem Haufen neben der Zuckermühle, bis sie es letztendlich verbrennen.
این تفاله ها در توده ای نزدیک این کارخانه ها می مانند تا در نهایت سوزانده شوند.
-
کوت
-
کپه
nounDirekt neben dir ist noch einer von diesen appetitlichen Haufen.
چون يه کپه ی حال بهم زن ديگه درست کنار صورتت هست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Haufen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Haufen"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن