ترجمه "Haupt" به فارسی
سر, کله, رهبر بهترین ترجمه های "Haupt" به فارسی هستند.
Haupt
noun
neuter
دستور زبان
Schädel (umgangssprachlich) [..]
-
سر
nounKopf :de:Kopf
Aber sogar die Haare eures Hauptes sind alle gezählt.
لیکن همهٔ مویهای سر شما نیز شمرده شده است.
-
کله
nounDer Teil des Körpers eines Tiers oder Menschen, der das Gehirn, den Mund und die Hauptsinnesorgane enthält.
-
رهبر
nounEs war sogar die Rede davon, Moses als Haupt abzusetzen und nach Ägypten zurückzukehren (4.
آنها حتی در مورد تعویض رهبر خود موسی و بازگشتشان به مصر صحبت کردند.
-
ترجمه های کمتر
- سالار
- سَر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Haupt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
haupt
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"haupt" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای haupt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Haupt"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن