ترجمه "Herd" به فارسی

اجاق, مركز, گرمایش الکتریکی بهترین ترجمه های "Herd" به فارسی هستند.

Herd noun masculine دستور زبان

Küchengerät auf dem Essen gekocht wird. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجاق

    noun

    Ich sehe nur nicht den Spaß in einem Leben an den Herd gekettet.

    فقط نميتونم لذت زندگي اي که به اجاق زنجير شده رو ببينم.

  • مركز

  • گرمایش الکتریکی

    Gerät zum Kochen, Braten und Backen von Speisen

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Herd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Herd"

عباراتی شبیه به "Herd" با ترجمه به فارسی

  • گياهان وحشي
  • رمه · رمهها · فسیله · گله · گلهها · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي
  • گله · گلهها
اضافه کردن

ترجمه های "Herd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه