ترجمه "Herde" به فارسی
گله, گلهها, رمه بهترین ترجمه های "Herde" به فارسی هستند.
Herde
noun
feminine
دستور زبان
Rotte (u.a. Jägersprache für Wildschweine)
-
گله
nounin der Zoologie eine Ansammlung großer Säugetiere
Büffel bewegen sich meist in Herden, daher ist das schon etwas merkwürdig.
بوفالو ها معمولا با گله حرکت ميکنن ، به خاطر همين اين يکي يه ذره عجيبه.
-
گلهها
-
رمه
nounUnd wir fingen an, Kleinvieh und Herden und Tiere aller Art zu ziehen.
و شروع نمودیم به پرورش گلّه ها و رمه ها و حیوانات از هر گونه.
-
ترجمه های کمتر
- رمهها
- فسیله
- گلههاي گاو شيري
- گلههاي گاو گوشتي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Herde " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
herde
-
گله
nounBüffel bewegen sich meist in Herden, daher ist das schon etwas merkwürdig.
بوفالو ها معمولا با گله حرکت ميکنن ، به خاطر همين اين يکي يه ذره عجيبه.
-
گلهها
تصاویر با "Herde"
عباراتی شبیه به "Herde" با ترجمه به فارسی
-
گياهان وحشي
-
اجاق · مركز · گرمایش الکتریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن