ترجمه "Horizont" به فارسی

افق, آسمان کران, اف بهترین ترجمه های "Horizont" به فارسی هستند.

Horizont noun masculine دستور زبان

Rayon (österr.) (schweiz.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • افق

    noun

    scheinbare Linie, die den Himmel von der Erde trennt

    Der Tod ist nur ein Horizont; und ein Horizont ist nichts anderes als die Grenze unseres Blickfeldes.

    مرگ تنها یک افق است؛ و افق چیزی بیش از حد دید ما نیست.

  • آسمان کران

  • اف

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Horizont " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Horizont"

عباراتی شبیه به "Horizont" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Horizont" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه