ترجمه "Integration" به فارسی
یکپارچهسازی, یکپارچهسازی افقی, یکپارچهسازی اقتصادی بهترین ترجمه های "Integration" به فارسی هستند.
Integration
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Ein Verfahren, das üblicherweise verwendet wird, um ein Maß der Gesamtheit wie Fläche, Volumen, Masse, etc. zu bestimmen, wenn seine Verteilung oder Änderungsrate im Bezug auf irgendeine andere Größe (Position, Zeit, etc.) gegeben ist.
-
یکپارچهسازی
-
یکپارچهسازی افقی
-
یکپارچهسازی اقتصادی
-
یکپارچهسازی عمودی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Integration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
integration
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"integration" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای integration در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Integration" با ترجمه به فارسی
-
یکپارچهسازی · یکپارچهسازی افقی · یکپارچهسازی اقتصادی · یکپارچهسازی عمودی
-
یکپارچهسازی اقتصادی
-
انتگرال عددی
-
یکپارچهسازی عمودی
-
انتگرالگیری جزء به جزء
-
یکپارچهسازی افقی
-
ادغام عمودی
-
ادغام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن