ترجمه "integral" به فارسی

انتگرال, انتگرال بهترین ترجمه های "integral" به فارسی هستند.

integral

nicht (mehr) wegzudenken

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتگرال

    noun

    Legen Sie hier die räumliche integrale Schrittweite fest

    گام انتگرال فاصله‌ای را در اینجا تنظیم کنید. زیر ۱ بمانید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " integral " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Integral noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتگرال

    noun

    Rechenoperation

    Das Integral misst den Bereich unter der Krümmung von Punkt Azu Punkt B.

    اندازه ی انتگرال مساحت منحنی از نقطه ی " آ " تا نقطه ی " ب ".

عباراتی شبیه به "integral" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "integral" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه