ترجمه "Kühe" به فارسی

گاو, گاوماده بهترین ترجمه های "Kühe" به فارسی هستند.

Kühe noun
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاو

    noun

    Oh, das ist, als hätte man eine Kuh entzwei gesägt.

    اوه ، انگار یکی یه گاو رو از وسط اره کرده.

  • گاوماده

    Kuh =

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kühe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Kühe" با ترجمه به فارسی

  • kuh
    گاوهای ماده
  • Kuh
    ماده · ماده گاو · مادهگاو · گا · گاو · گاوماده · گاوهای ماده · گو
  • سهند
  • کوه خواجه
اضافه کردن

ترجمه های "Kühe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه