ترجمه "Kalben" به فارسی

برهزايي, بزغالهزايي, تولد بهترین ترجمه های "Kalben" به فارسی هستند.

Kalben
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برهزايي

  • بزغالهزايي

  • تولد

    noun

    Ich hab heute Nacht einen Wal kalben gesehen.

    از وقتي اون صحنه تولد رو نگاه کردم ذهنم قاطي کرده

  • ترجمه های کمتر

    • تولهزايي
    • خوكزايي
    • زایمان
    • كرهزايي
    • گوسالهزايي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kalben " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kalben

niederkommen (mit)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوسالهزايي

عباراتی شبیه به "Kalben" با ترجمه به فارسی

  • گوسالهها
  • گوساله سامری
  • تلیسه
  • آهوبره · گودر · گوساله · گوسالهها
  • گوساله سامری
  • آهوبره · گودر · گوساله · گوسالهها
اضافه کردن

ترجمه های "Kalben" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه