ترجمه "Kamerad" به فارسی
دوست, رفیق, یار بهترین ترجمه های "Kamerad" به فارسی هستند.
Kamerad
noun
masculine
دستور زبان
Spezl (umgangssprachlich) [..]
-
دوست
nounDann diniere ich mit alten Kameraden, zum Abschied.
بعدشم با دوستان قديميم براي شام قرار دارم تا باهاشون خداحافظي کنم
-
رفیق
nounIch bin mir ziemlich sicher, dass der Vogel schon tot war, Kamerad.
مطمئنم که اون پرنده از قبل مرده بود رفیق
-
یار
noun -
همرزم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kamerad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Kamerad"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن