ترجمه "Kauen" به فارسی

جویدن, چاوش كردن, جويدن بهترین ترجمه های "Kauen" به فارسی هستند.

Kauen دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جویدن

    verb

    Eine Idee kommt vom Kauen der Krebse

    یکی از این ایده ها از نوع جویدن خرچنگ ها برداشت شده.

  • چاوش كردن

    verb
  • جويدن

    Kaust du wieder dein Glückskaugummi?

    برگشتي به جويدن آدامس شانست ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kauen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kauen verb دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جویدن

    verb

    Aber ich rede von Krebsen, die selber kauen.

    اما من دارم درباره عمل جویدن خود خرچنگ ها صحبت می کنم.

اضافه کردن

ترجمه های "Kauen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه