ترجمه "Kauf" به فارسی
خرید, بازار, خريد بهترین ترجمه های "Kauf" به فارسی هستند.
Kauf
noun
masculine
دستور زبان
Tausch von Kapital in dinge
-
خرید
nounEs ist schade, dass man Wunder nicht kaufen kann, wie man Kartoffeln kauft.
حیف است که معجزه را مانند سیب زمینی نمیتوان خرید.
-
بازار
nounDie neueste universelle Fernbedienung, die gibt es bisher nicht zu kaufen.
آخرين و بهترين کنترل چندمنظوره که هنوز وارد بازار نشده
-
خريد
Ich muss ein paar Briefmarken kaufen.
من باید تعدادی تمبر بخرم.
-
خریدن
verbDu lernst nicht vom Kaufen, sondern vom Verkaufen!
تو از خریدن چیزی یاد نمیگیری، بلکه از فروختن!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kauf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kauf
verb
-
خرید
nounEs ist schade, dass man Wunder nicht kaufen kann, wie man Kartoffeln kauft.
حیف است که معجزه را مانند سیب زمینی نمیتوان خرید.
عباراتی شبیه به "Kauf" با ترجمه به فارسی
-
خريدن · خریدن · رشوه دادن
-
گربه در انبان فروختن
-
خريدن · خریدن · رشوه دادن
-
خريدن · خریدن · رشوه دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن