ترجمه "kauen" به فارسی
جویدن, جویدن, چاوش كردن بهترین ترجمه های "kauen" به فارسی هستند.
kauen
verb
دستور زبان
-
جویدن
verbAber ich rede von Krebsen, die selber kauen.
اما من دارم درباره عمل جویدن خود خرچنگ ها صحبت می کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kauen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kauen
دستور زبان
-
جویدن
verbEine Idee kommt vom Kauen der Krebse
یکی از این ایده ها از نوع جویدن خرچنگ ها برداشت شده.
-
چاوش كردن
verb -
جويدن
Kaust du wieder dein Glückskaugummi?
برگشتي به جويدن آدامس شانست ؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن