ترجمه "Knorpel" به فارسی

غضروف, کرجن, غضروف بهترین ترجمه های "Knorpel" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Sie wandern in die entsprechenden Gebiete und bilden Knochen und Knorpel. ↔ و آنها به محلها مناسب حرکت میکنند و غضروف و استخوان تشکیل میدهند.

Knorpel noun Noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • غضروف

    noun

    Grundgewebetyp des Stützapparates

    Sie wandern in die entsprechenden Gebiete und bilden Knochen und Knorpel.

    و آنها به محلها مناسب حرکت میکنند و غضروف و استخوان تشکیل میدهند.

  • کرجن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Knorpel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

knorpel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • غضروف

    Sie wandern in die entsprechenden Gebiete und bilden Knochen und Knorpel.

    و آنها به محلها مناسب حرکت میکنند و غضروف و استخوان تشکیل میدهند.

اضافه کردن

ترجمه های "Knorpel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Übertreiben Sie es beim Tennis, ruinieren Sie sich die Knie, Ihren Knorpel, der Knorpel kommt nie zurück.
اگر خیلی سنگین تنیس بازی کنید و روی زانوهایتان فشار بیاورید غضروفتان نابود می شود و این غصروف هرگز بر نمی گردد اگر خیلی سنگین تنیس بازی کنید و روی زانوهایتان فشار بیاورید غضروفتان نابود می شود و این غصروف هرگز بر نمی گردد
Bosch implantierte weltweit erstmals künstliche Knorpel in Kniegelenke.
میمن برای اولین بار کریستال مصنوعی را در آزمایشها به کار برد.
Nummer eins: Es gibt eine Art Skelett-Stammzelle -- eine Skelett-Stammzelle, die das ganze Skelett von Wirbeltieren aufbaut: Knochen, Knorpel, Sehnen und Bänder eines Skeletts, genau so, wie eine Stammzelle im Blut oder eine Stammzelle im Nervensystem.
شماره یک، چیزی هست به اسم سلول بنیادی اسکلتی-- یک سلول بنیادی اسکلتی که کل اسکلت ستون فقرات، استخوان، غضروف و عناصر لیفی اسکلت را میسازد، درست مثل این که سلول بنیادی در خون هست، درست مثل این که سلول بنیادی در سیستم عصبی هست.
Das Weiße ist die Knochenmasse, die roten Streben und die gelben Zellen sind Zellen, die aus einer einzelnen Skelett-Stammzelle entstanden sind, Verstrebungen aus Knorpel und Knochen aus einer Stammzelle.
ماده سفید در اینجا استخوان است، و این ستونهای قرمز که میبینید و سلولهای زرد سلولهایی هستند که از یک تک یاخته بنیادی اسکلتی بوجود آمدهاند-- ستونهای غضروف، ستونهای استخوان از یک تک سلول بوجود میایند.
Letztes Jahr gelang es dieser Gruppe alle Zellen von einem Herz zu entfernen sodass nurnoch der Knorpel zurückblieb.
سال گذشته، این گروه توانستند تمام سلول های قلب را جدا کنند و تنها غضروف آن را باقی گذاشتند.