ترجمه "knospe" به فارسی
جوانهها, غنچه, جوانهها بهترین ترجمه های "knospe" به فارسی هستند.
knospe
-
جوانهها
Vermeidung endstaendigen oder seitlichen Wachstums durch Entfernen von Knospen oder jungen Trieben
جلوگیری از رشد نهایی یا جانبی گیاهان با قطع غنچهها یا جوانهها
-
غنچه
noun proper
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knospe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Knospe
noun
feminine
دستور زبان
Knospenansatz [..]
-
جوانهها
Vermeidung endstaendigen oder seitlichen Wachstums durch Entfernen von Knospen oder jungen Trieben
جلوگیری از رشد نهایی یا جانبی گیاهان با قطع غنچهها یا جوانهها
-
غنچه
nounAnlage eines Sprosses
-
بوژنه
-
ترجمه های کمتر
- تركه جوانهدار
- نوگل
- چشم
- چشمكها
تصاویر با "knospe"
عباراتی شبیه به "knospe" با ترجمه به فارسی
-
غنچه دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن