ترجمه "knorpel" به فارسی

غضروف, غضروف, کرجن بهترین ترجمه های "knorpel" به فارسی هستند.

knorpel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • غضروف

    Sie wandern in die entsprechenden Gebiete und bilden Knochen und Knorpel.

    و آنها به محلها مناسب حرکت میکنند و غضروف و استخوان تشکیل میدهند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " knorpel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Knorpel noun Noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • غضروف

    noun

    Grundgewebetyp des Stützapparates

    Sie wandern in die entsprechenden Gebiete und bilden Knochen und Knorpel.

    و آنها به محلها مناسب حرکت میکنند و غضروف و استخوان تشکیل میدهند.

  • کرجن

اضافه کردن

ترجمه های "knorpel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه