ترجمه "Kohl" به فارسی

کلم, کرم, كلم بهترین ترجمه های "Kohl" به فارسی هستند.

Kohl noun Proper noun Noun masculine دستور زبان

Wirz (schweiz.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلم

    noun

    Essbare Pflanze (Brassica oleracea) aus der der Gattung Kohl (Brassica) mit vielen Sorten.

    Wir haben Kohl, eine Stange Porree, drei mittelgroße Mohrrüben...

    ما کلم داريم ، يه تره فرنگي... سه تا هويج متوسط.

  • کرم

    proper

    Essbare Pflanze (Brassica oleracea) aus der der Gattung Kohl (Brassica) mit vielen Sorten.

    Nein, ich habe einfach den Kohl verbrannt, den die Maden nicht mehr wollten.

    نه ، من فقط اون کلمي رو که کرم ها نتونسته بودند خرابشون کنن رو هدر دادم

  • كلم

    Die ruinieren mir noch den ganzen Kohl im Schulgarten.

    هر چي كلم تو مدرسه بود از بين بردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kohl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Kohl"

عباراتی شبیه به "Kohl" با ترجمه به فارسی

  • ذغالسنگ · زغال · زغال سنگ · زغالسنگ
  • گل کلم
  • زغال سنگ · زغالسنگ
  • ذغالسنگ · زغال · زغال سنگ · زغالسنگ
اضافه کردن

ترجمه های "Kohl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه