ترجمه "Kohle" به فارسی
زغالسنگ, ذغالسنگ, زغال بهترین ترجمه های "Kohle" به فارسی هستند.
Öcken (umgangssprachlich) [..]
-
زغالسنگ
Aber Kohle allein führt die Menschheit nicht in die Zukunft.
ولي خود زغالسنگ نميتونه قدرت بشر رو به جهان مدرن برسونه.
-
ذغالسنگ
und wird dies durch die Verbrennung von Kohle tun.
هند هم باید نیازهای مردمش را برآورده کند، و میخواهد این کار را با سوزاندن ذغالسنگ انجام دهد.
-
زغال
nounIch zeichne mit weicher Pastellfarbe, die trocken ist wie Kohle, aber färbt.
با پاستل نرم مثل زغال خشک، نقاشی کردم.
-
زغال سنگ
festes Sedimentgestein
Sie bauten schöne Städte, die alle von dieser Kohle betrieben würden.
و آنها شهرهای زیبایی میساختند شهرهایی که همه بر نیروی زغال سنگ استوار بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kohle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
زغال سنگ
Sie bauten schöne Städte, die alle von dieser Kohle betrieben würden.
و آنها شهرهای زیبایی میساختند شهرهایی که همه بر نیروی زغال سنگ استوار بودند.
-
زغالسنگ
Aber Kohle allein führt die Menschheit nicht in die Zukunft.
ولي خود زغالسنگ نميتونه قدرت بشر رو به جهان مدرن برسونه.
تصاویر با "Kohle"
عباراتی شبیه به "Kohle" با ترجمه به فارسی
-
گل کلم
-
كلم · کرم · کلم