ترجمه "Kommando" به فارسی

دستور, فرمان, کماندو بهترین ترجمه های "Kommando" به فارسی هستند.

Kommando noun Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستور

    noun

    Wir greifen auf mein Kommando an, nicht früher.

    با دستور من حمله می کنیم ، نه زودتر

  • فرمان

    noun

    Infanterie, auf mein Kommando verteilt ihr euch und klettert.

    پیاده نظام ، با فرمان من پراکنده شید و از صخره ها بالا برید

  • کماندو

    militärische Einheit im Rahmen von Sonderaufträgen

  • اُرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kommando " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kommando
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاماندو

    Oder wie ein normaler Mann zum Kommando wird?

    چطوري يه مَرد عادي به يه کاماندو تبديل ميشه ؟

اضافه کردن

ترجمه های "Kommando" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه