ترجمه "Kommando" به فارسی
دستور, فرمان, کماندو بهترین ترجمه های "Kommando" به فارسی هستند.
Kommando
noun
Noun
neuter
دستور زبان
-
دستور
nounWir greifen auf mein Kommando an, nicht früher.
با دستور من حمله می کنیم ، نه زودتر
-
فرمان
nounInfanterie, auf mein Kommando verteilt ihr euch und klettert.
پیاده نظام ، با فرمان من پراکنده شید و از صخره ها بالا برید
-
کماندو
militärische Einheit im Rahmen von Sonderaufträgen
-
اُرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kommando " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kommando
-
کاماندو
Oder wie ein normaler Mann zum Kommando wird?
چطوري يه مَرد عادي به يه کاماندو تبديل ميشه ؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن