ترجمه "kommen" به فارسی

آمدن, رسیدن بهترین ترجمه های "kommen" به فارسی هستند.

kommen verb دستور زبان

um die Ecke kommen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آمدن

    verb

    Sich von einem entfernteren Ort näher herbewegen.

    Sie mussten viel erdulden um hierher zu kommen.

    آنها برای آمدن به اینجا متحمل سختی فراوانی شدند.

  • رسیدن

    verb

    Dann brauch ich ein Schneemobil um dahin zu kommen.

    پس برای رسیدن یه اونجامن احتیاج یه یه ماشتن برف رودارم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kommen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kommen noun neuter دستور زبان

Kommen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

"Kommen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kommen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "kommen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kommen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه