ترجمه "Kondensator" به فارسی

خازن, چگالنده, انباره بهترین ترجمه های "Kondensator" به فارسی هستند.

Kondensator noun Noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خازن

    noun

    passives elektrisches Bauelement

  • چگالنده

    Anlage zur physikalischen Kondensation

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kondensator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kondensator
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انباره

تصاویر با "Kondensator"

عباراتی شبیه به "Kondensator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Kondensator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه