ترجمه "Kondensator" به فارسی
خازن, چگالنده, انباره بهترین ترجمه های "Kondensator" به فارسی هستند.
Kondensator
noun
Noun
masculine
دستور زبان
-
خازن
nounpassives elektrisches Bauelement
-
چگالنده
Anlage zur physikalischen Kondensation
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kondensator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kondensator
-
انباره
تصاویر با "Kondensator"
عباراتی شبیه به "Kondensator" با ترجمه به فارسی
-
خازن متغیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن