ترجمه "Kröte" به فارسی
غوک, وزغ, وزغها بهترین ترجمه های "Kröte" به فارسی هستند.
Kröte
noun
feminine
دستور زبان
wiss. N.: Bufo vulgaris
-
غوک
noun -
وزغ
nounEr hockt da in ihr drin wie eine Kröte.
روح اون مرد مثل يه وزغ درونش لونه کرده.
-
وزغها
das Geräusch der Kröten überdeckt.
با این وجود صدای وزغها رو خفه میکنه.
-
وزغان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kröte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Kröte"
عباراتی شبیه به "Kröte" با ترجمه به فارسی
-
وزغ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن