ترجمه "Krug" به فارسی

آفتابه, سبو, پارچ بهترین ترجمه های "Krug" به فارسی هستند.

Krug noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آفتابه

    noun

    Typ von Tringefäßen

  • سبو

    noun

    Jeder bekommt ein Horn und einen Krug mit einer Fackel darin.

    به هر مرد یک کُرنا و یک سبو با مشعلی در داخل آن میدهد.

  • پارچ

    noun

    Heute werde ich dazu einen Krug verwenden, um es Ihnen allen zeigen zu können.

    من امروز از یه پارچ استفاده میکنم. فقط برای اینکه به شما همه نشون بدم.

  • ترجمه های کمتر

    • کلیزه
    • کوزه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Krug " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Krug"

عباراتی شبیه به "Krug" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Krug" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه