ترجمه "Kran" به فارسی
جر ثقیل, شیر, جرثقيل بهترین ترجمه های "Kran" به فارسی هستند.
Kran
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Kran (umgangssprachlich)
-
جر ثقیل
noungib mir einen Kran, ein Gerüst, Teile aus "Star Wars" -
به من یه جر ثقیل بدید، داربست، قطعاتی از "جنگ ستارگان" —
-
شیر
noun -
جرثقيل
Würde es dir leichter fallen, wenn wir dich an einen Kran hängen?
اگه تو رو از يه جرثقيل آويزون مي کرديم ، راحت تر نبود ؟
-
ترجمه های کمتر
- جرثقیل
- جمعكنندههاي دسته علوفه
- ماشینآلات جابجایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kran
-
جرثقيل
Würde es dir leichter fallen, wenn wir dich an einen Kran hängen?
اگه تو رو از يه جرثقيل آويزون مي کرديم ، راحت تر نبود ؟
-
جرثقیل
die das Schneidewerkzeug hatte, die Holzabstützungen, die Kräne,
که مجهز به دستگاه برش بود، تیرک های چوبی حامی، جرثقیل،
تصاویر با "Kran"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن