ترجمه "Kultivierung" به فارسی
کشت, كشت بهترین ترجمه های "Kultivierung" به فارسی هستند.
Kultivierung
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Urbarmachung (von Boden) [..]
-
کشت
nounروش چند برابر کردن سلولها و غیره در شرای بهینه زیستی
Ich werde den Bluttyp noch mal testen und dann mit der Kultivierung beginnen.
گروه خوني رو دوباره انجام ميدم و کشت خون رو شروع ميکنم.
-
كشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kultivierung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Kultivierung" با ترجمه به فارسی
-
كشت و زرع گياه
-
كشت و زرع · كشت و زرع گياه · کشتکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن