ترجمه "Land" به فارسی

کشور, سرزمین, میهن بهترین ترجمه های "Land" به فارسی هستند.

Land noun neuter دستور زبان

Ecke (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشور

    noun

    Region, die rechtlich als eigenständige Einheit in der politischen Geographie identifiziert ist

    In unserem Land gibt es keine großen Berge, nur Hügel.

    در کشور ما هیچ کوهی وجود ندارد، فقط تپه وجود دارد.

  • سرزمین

    noun

    Im Herbst fliegen viele Vögel in wärmere Länder.

    بسیاری از پرندگان در پائیز به سرزمین های گرم پرواز می کنند.

  • میهن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • روستا
    • زمین
    • استان
    • بوم
    • حومه شهر
    • خاک
    • خشکی
    • سامان
    • ولایت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Land " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

land
+ اضافه کردن

"land" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای land در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Land"

عباراتی شبیه به "Land" با ترجمه به فارسی

  • مهاجرت از شهر به روستا
  • کشورهای عربی
  • نسیم دریا
  • زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده · سرزمين رهاشده
  • ال.دي.سي · جهان سوم · كشورهاي كمتر توسعهيافته · كشورهاي كمترين توسعهنيافته · كشورهاي كمترين توسعهيافته · کشورهای در حال توسعه
  • زمین کشتشده
  • کشورهای اسلامی
  • اسکاندیناوی · فنوسانديا · كشورهاي نورديك
اضافه کردن

ترجمه های "Land" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه