ترجمه "Land-" به فارسی

حاشیه نشین, روستایی بهترین ترجمه های "Land-" به فارسی هستند.

Land-
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حاشیه نشین

    adjective
  • روستایی

    Also ging ich dahin und liess vorspielen, vorallem in ländlichen Townships, überall im Land.

    درنتیجه من رفتم اونجا، و نظارت کردم، عمدتاً در مناطق روستایی، درست دوروبر شهر.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Land- " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Land-" با ترجمه به فارسی

  • مهاجرت از شهر به روستا
  • کشورهای عربی
  • نسیم دریا
  • زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده · سرزمين رهاشده
  • ال.دي.سي · جهان سوم · كشورهاي كمتر توسعهيافته · كشورهاي كمترين توسعهنيافته · كشورهاي كمترين توسعهيافته · کشورهای در حال توسعه
  • زمین کشتشده
  • کشورهای اسلامی
  • اسکاندیناوی · فنوسانديا · كشورهاي نورديك
اضافه کردن

ترجمه های "Land-" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه