ترجمه "Mal" به فارسی

بار, خال, خال مادر زادی بهترین ترجمه های "Mal" به فارسی هستند.

Mal noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بار

    noun

    Es ist das erste Mal, dass ich mein Auto im Wald abstelle.

    این اولین بار است که من ماشینم را در جنگل پارک کردم.

  • خال

    noun

    Triffst du auch 2 Mal in Folge?

    بيا ببينيم ميتوني دو تا پشت سر هم بزني تو خال

  • خال مادر زادی

  • ترجمه های کمتر

    • دفعه
    • مرتبه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mal verb adverb
+ اضافه کردن

"mal" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای mal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Mal" با ترجمه به فارسی

  • بدكاري خودمختار · بيماري علفي · ديساتونومي اسبي · ديساتونومي سگي · ديساتونومي گربهاي · دیساتونومی · نشانگان كي-گاسكل
  • لعنتی
  • نقاشی کشیدن
  • نقاشی دیجیتال
  • نقاشی کشیدن
اضافه کردن

ترجمه های "Mal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه