ترجمه "malen" به فارسی

نقاشی کشیدن ترجمه "malen" به فارسی است.

malen verb دستور زبان

malern (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقاشی کشیدن

    Das Bild hat mein Vater gemalt.

    این تابلو را پدرم کشیده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " malen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Malen noun Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

"Malen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Malen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "malen"

عباراتی شبیه به "malen" با ترجمه به فارسی

  • Mal
    بار · خال · خال مادر زادی · دفعه · مرتبه
  • بدكاري خودمختار · بيماري علفي · ديساتونومي اسبي · ديساتونومي سگي · ديساتونومي گربهاي · دیساتونومی · نشانگان كي-گاسكل
  • لعنتی
  • نقاشی دیجیتال
اضافه کردن

ترجمه های "malen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه