ترجمه "Messen" به فارسی

اندازهگیری, اندازهگيري, تعيين اندازه بهترین ترجمه های "Messen" به فارسی هستند.

Messen noun دستور زبان

Survey (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندازهگیری

    Was zeigte das Messen des Tempels an?

    پیمایش یا اندازهگیری هیکل حکم چه چیزی را داشت؟

  • اندازهگيري

    dass sie nur das verwalten, was sie auch messen können.

    اين بود كه آنها فقط چيزي را كه ميتوانستند اندازهگيري كنند اداره ميكردند.

  • تعيين اندازه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Messen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

messen verb دستور زبان

messen (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندازه

    Was vor wenigen Jahren für unmöglich gehalten wurde, kann nun tatsächlich gemessen werden.

    چیزهایی که تا همین چند سال پیش غیرممکن انگاشته میشدند حالا میتوانند اندازه گیری شوند.

  • اندازهگیری

    noun

    Bei unseren Projekten geht es nicht darum, Fehler zu messen.

    خانهسازی برای پروژههای سلامت درباره اندازهگیری شكست نیست.

تصاویر با "Messen"

عباراتی شبیه به "Messen" با ترجمه به فارسی

  • نظریه اندازه
  • نمايشگاه بازرگانى
  • مس (موسیقی) · منصفانه · مکاره · نمايشهای محصولات کشاورزی · نمايشگاههای تجاری · نمایشگاه بازرگانی · نمایشگاهها
  • نمايشگاههای تجاری
  • میس سانشاین کوچولو
اضافه کردن

ترجمه های "Messen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه